چایی روضه - تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 5:20
انگار همین دیروز بود خانه پیرزن ته کوچه پشت یک تیر برق چوبی بود پشت فریاد های گل کوچک واقعا روزهای خوبی بود پیرزن هر دوشنبه بعد از ظه منتظر بود در زدن ها را دم در می نشست و با لبخند جفت می کرد آمدن ها را روضه خوان محله می آمد میرزا با دوچرخه آهسته مثل هر هفته باز خیلی دیر مثل هر هفته سینه اش خسته "ا...
عید غدیر مبارک - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 9:51
ایستاده ایم هنوز - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 9:51
امام زمان(عج) - تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 7:30
امام زمان فرمودند: با هر گناهی که میکنی یه سیلی تو صورت من میزنی!!!
او می آید - تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 7:30
جملگی برای حجاب - تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 7:30
لبخند مهدی فاطمه - تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 7:30
مرگ - تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 7:30
زیبایی افکار - تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 7:30
جان بلانکارد " از روی نیمکت برخاست لباس ارتشی اش را مرتب کردو به تماشای انبوه مردم که راه خود را از میان ایستگاه بزرگ مرکزی پیش می گرفتند مشغول شد. او به دنبال دختری می گشت که چهره او را هرگز ندیده بوداما قلبش را می شناخت دختری با یک گل سرخ.از سیزده ماه پیش دلبستگیاش به او آغاز شده بود.از یک کتابخان...
دختر خانم - تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 7:30

برچسب‌های مرتبط

چایی روضه | چايي روضه ارباب | چایی روضه های تو | چایی روضه ها | چایی روضه هات شرابه | چایی روضه ارباب زمینگیرم کرد | چایی روضه ارباب نمک گیرم کرد | شعر چایی روضه | شعر درباره چایی روضه | عکس چایی روضه